دسته‌بندی: Bandar event

انقراض یا انعطاف؛ ماندن در بازی کسب‌وکار | مسعود حسنلو

انقراض یعنی چه؟ ماجرای امروز از یک واژه ساده شروع می‌شود: انقراض. شاید در نگاه اول یاد دایناسورها بیفتیم، اما در واقع، انقراض چیزی بسیار نزدیک‌تر از آن است. در زیست‌شناسی، انقراض پایان یک گونه است. اما در دنیای کسب‌وکار و نوآوری، انقراض به‌معنای پایان اثرگذاری است؛ وقتی یک شرکت یا برند، دیگر نمی‌تواند با زمانه پیش برود، مخاطبش را از دست می‌دهد و کم‌کم از یادها می‌رود. در مقابل، اثرگذاری یعنی باقی ماندن. اثر گذاشتن یعنی خلق تغییری در جهان پیرامون ؛ تغییری که حتی پس از ما نیز ادامه داشته باشد. اثر گذاشتن، شکل دیگری از زنده ماندن اگر بخواهیم استعاره‌ای بزنیم، راه‌اندازی یک کسب‌وکار، شبیه به فرزندآوری است. هر دو نوعی «اثر» هستند که می‌توانند بعد از ما نیز ادامه پیدا کنند. نمونه‌ای روشن از این نگاه، شرکت ژاپنی Kongo Gumi است؛ قدیمی‌ترین شرکت جهان که بیش از ۱۴۰۰ سال است فعالیت می‌کند. این شرکت در زمینه‌ی ساخت معابد بودایی فعال بوده و نسل‌به‌نسل در یک خانواده اداره شده است. یعنی یک اثر، که قرن‌ها دوام آورده است، درست نقطه‌ی مقابل انقراض. اما بسیاری از برندها منقرض شدند اگر نگاهی به تاریخ معاصر بیندازیم، فهرستی طولانی از نام‌های بزرگ می‌بینیم که روزی همه‌چیز بودند، اما امروز تنها خاطره‌ای از آن‌ها باقی است: نوکیا: با تمام خلاقیت و پیشتازی‌اش، در برابر تحول سیستم‌عامل اندروید مقاومت کرد و از بازار کنار رفت. یاهو: روزگاری سلطان جست‌وجو بود، اما با ظهور گوگل، نتوانست تغییر را درک کند. کداک: خود مخترع دوربین دیجیتال بود، اما به‌جای تحول، بر گذشته پافشاری کرد و شکست خورد. بلاک‌باستر: می‌توانست نتفلیکس را بخرد، اما آن را جدی نگرفت. چند سال بعد، خود از بین رفت و نتفلیکس پادشاه شد. همه‌ی این‌ها یک اشتراک داشتند: عدم انعطاف. آینده از آنِ منعطف‌هاست اکنون در آستانه‌ی دورانی تازه‌ایم؛ دورانی که هوش مصنوعی، اینترنت ماهواره‌ای و ابزارهای هوشمند، قواعد بازی را از اساس دگرگون می‌کنند. در این میان، پرسش اصلی این است: آیا کسب‌وکار ما آماده‌ی این تغییرات است؟ آیا به اندازه‌ی کافی منعطف هستیم تا منقرض نشویم؟ برای درک اهمیت انعطاف، باید انقراض را بفهمیم. انعطاف، یعنی توانایی فهمیدن اقتضائات زمان و پاسخ دادن به آن‌ها. امیرالمؤمنین(ع) جمله‌ای دارد که دقیقاً به این نکته اشاره می‌کند: «مردم به زمان خود شبیه‌ترند تا به پدرانشان.» کسب‌وکاری که خود را با زمانه هماهنگ نکند، محکوم به انقراض است ، حتی اگر نامش گوگل باشد. تحولات هوش مصنوعی، مدل جست‌وجو را تغییر داده است؛ امروز بسیاری از کاربران، پاسخ خود را دیگر از گوگل نمی‌گیرند، بلکه مستقیماً از یک چت‌بات می‌پرسند. جهان، با سرعتی بی‌سابقه در حال دگرگونی است و تنها کسب‌وکارهای منعطف می‌مانند. سخن پایانی استاد حسنلو ما انسان‌ها برای اثر گذاشتن خلق شده‌ایم. کسب‌وکار نیز شکل مدرن همین اثرگذاری است: خلق محصول یا خدمتی که زندگی دیگران را تغییر دهد، نیازی را برطرف کند و نشانی از ما در جهان باقی بگذارد. اما آن اثر تنها زمانی ماندگار است که با تغییرات تکنولوژیک و نیازهای روز همراه شود. کسب‌وکاری که این انعطاف را از دست بدهد، دیر یا زود منقرض می‌شود، درست مانند بسیاری از غول‌های دیروز. پس برای ماندن در بازی، باید با جهان هم‌نفس شویم، تغییر را بپذیریم و همواره آماده‌ی بازآفرینی باشیم. انعطاف، رمز بقا در عصر انقراض است.

ادامه مطلب »

کمال‌گرایی یا ترس از دیگران؟ | مسیحا ربیعی

خوشحالم که امروز فرصتی دارم تا درباره‌ی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دنیای امروز با شما صحبت کنم: رنج، معنا و انسان در جهان شتاب‌زده‌ی مدرن. دنیای کمیت، انسانِ خسته از کیفیت رنه گنون، متفکر سنت‌گرای فرانسوی می‌گوید: «ما در عصر سیطره‌ی کمیت بر کیفیت زندگی می‌کنیم.» در جهانی زندگی می‌کنیم که با عدد، سرعت و مقایسه تعریف می‌شود. به ما می‌گویند: «بدو! عقب موندی! هنوز به هیچ جا نرسیدی!» و در این میان، انسان بودن دشوار شده است. چرا؟ چون انسان ذاتاً خلاق است؛ می‌خواهد معنا بسازد، نه فقط بیشتر بدود. اما در دنیایی که «بیشتر داشتن» ارزش است، «بهتر زیستن» فراموش می‌شود. ما در فرهنگی زندگی می‌کنیم که به ما می‌گوید: «زودتر انجام بده، فکر نکن، فقط حرکت کن!» اما این شتاب، بیشتر در خدمت سرمایه‌داری است تا رشد انسانی. در این مسیر، فراموش می‌کنیم از خود بپرسیم: چرا باید موفق شوم؟ موفقیت برای من یعنی چه؟ زیبایی در نگاه من چه معنایی دارد؟ ما با معیارهایی زندگی می‌کنیم که دیگران ساخته‌اند؛ زیبایی، موفقیت و حتی معنا را از نگاه بازار می‌فهمیم، نه از درون خود. ذهن؛ کارخانه‌ای همیشه بیدار اگر چند ثانیه سکوت کنید، می‌بینید ذهنتان بی‌وقفه در حال ساختن است. هزاران فکر در یک لحظه شکل می‌گیرند، تحلیل می‌شوند، می‌گذرند. اما سؤال اینجاست: آیا می‌دانیم ذهنمان در حال ساختن چه چیزی است؟ آیا اختیار فکر کردن خود را داریم؟ ذهن انسان، منبع خلاقیت است — اما اگر هدایت نشود، می‌تواند منبع اضطراب هم باشد. ما آن‌قدر در هیاهوی رقابت و مقایسه غرق شده‌ایم که یادمان رفته برای چه می‌جنگیم. انسان‌های غیرعادی، سازندگان جهان جهان را آدم‌های «معمولی» نساختند. از داستایوفسکی تا ونگوگ، از داوینچی تا استیو جابز ،  هیچ‌کدام نرمال نبودند. آن‌ها رنج کشیدند، سوختند و جهان را دوباره خلق کردند. ارزش انسان در میزان رنجی است که می‌کشد و آن را معنا می‌کند. روان‌شناسی مدرن شاید ما را به تعادل دعوت کند، اما جهان به آدم‌های رنج‌کشیده‌ی اندیشمند نیاز دارد، کسانی که درد را می‌فهمند و از دل آن، خلاقیت می‌سازند. رنج، بخش حذف‌ناپذیر زندگی است. اما دشمن ما نیست، آینه‌ای است که انسان را صیقل می‌دهد. اگر با رنج خود آشتی کنیم، می‌توانیم از دل آن به معنا و رهایی برسیم. رشد واقعی، در لحظه‌ی پذیرش درد آغاز می‌شود. زیبایی در یکتایی نهفته است و در نهایت، هیچ «درست کلی» وجود ندارد. هرکس باید درستِ خودش را کشف کند. سخن پایانی اینکه زندگی مسابقه نیست. جهان به انسان‌هایی نیاز دارد که بایستند، فکر کنند و از دل رنج، معنا بسازند. به قایق خود فکر کنید — شاید مسیرش کوتاه‌تر یا پرپیچ‌تر باشد، اما اگر از دل خود ساخته شده باشد، همان بهترین است. با خودتان، با رنج‌تان و با مسیرتان آشتی کنید. جهان را همین انسان‌های رنج‌کشیده‌ی خلاق تغییر می‌دهند.

ادامه مطلب »