پروپاگاندای بصری در میدان تکنیکهای نوین در بیلبورد ولیعصر ایران

بیلبورد ولی عصر که در یکی از شلوغ ترین تقاطع های ایران قرار دارد، از سال 2015 مکانی کلیدی برای نمایش و تبلیغ پیام های حکومت جمهوری اسلامی بوده است. با توانایی منحصر به فرد خود در تغییر مکرر تصاویر ، بر خلاف نقاشی های دیواری سنتی تر که در شهر های پرجمعیت ایران هستند. بیلبورد ولی عصر ظرفیت انتقال طیف وسیعی از پیامهای حکومت را دارد که برای انواع رویدادهای داخلی و بینالمللی اعم از پیشبینیشده یا پیشبینینشده، از تعطیلات ملی تا شیوع کووید-19 طراحی شده است. این مقاله به این که چگونه ویژگیهای منحصر به فرد بیلبورد و سبک طراحی بیلبورد ولی عصر که به آن اجازه میدهد تا ترکیبی از پروپوگاندا «سخت» و «نرم» را ارائه دهد و در جلب مشارکت عمومی با تصاویر خود موفق شود میپردازد. این مقاله با توجه به تحلیل دقیق از ترور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (متوفی 2020)، و مجموعه ای از دیوارنگاره های رونمایی شده در ماه محرم الحرام سال 2020 و تصاویر جنجالی پیرامون موضوع جام جهانی 2018 به این نتیجه می رسد که بیلبورد ولی عصر یک رسانه ارتباطی منحصر به فرد و ابزار قدرتمند برای تولیدکنندگان فرهنگی حکومت در چشم انداز رسانه ای قرن بیست و یکم ایران است. مقدمه: اشکال جدید پروپوگاندا در ایران از زمان ترور فرمانده ایرانی قاسم سلیمانی در ژانویه 2020، که در حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در فرودگاه بغداد کشته (شهید) شد، تصویر او به بخشی جدایی ناپذیر از شمایل نگاری بصری در ایران تبدیل شده است. جاودانهشدن او در سراسر چشمانداز بصری جمهوری اسلامی از یک الگوی آشنا پیروی میکند به طوری که از زمان جنگ ایران و عراق (1980-1988) افرادی که به عنوان شهید مورد احترام قرار میگرفتند بهطور برجسته در انظار عمومی نمایش داده میشدند (فلاسکرود 2012). اما با گذر زمان دیگر هنر زمانبر نقاشیدیواری از تصویر شهدا در مقیاس بزرگ که در زمان جنگ ایران بود، تغییر کرده است. در اوایل 5 ژانویه 2020، تنها دو روز پس از ترور سردار سلیمانی، بیلبورد عظیمی که به سلیمانی اختصاص داده شده بود در یکی از چهارراههای مرکزی تهران نصب شد. بیلبورد قد و قامتی را به تصویر میکشد که ژنرال پرطرفدار به آن شهرت داشت: یک مرد جدی با یک چهره گرفته، که درگیر چالشهای ملت ایران است که احتمالاً بر وجدان او سنگینی میکند (تسنیم نیوز 2020 الف). چهره او به تنهایی در پس زمینه ای کاملا قرمز، بالای شعاری که تلویحاً خواستار انتقام خونی است که ریخته شده، ظاهر شده است. علیرغم احترام بسیار زیادی که سلیمانی به دست آورده بود و اسطوره ای که شهرت او را احاطه کرده بود، و همچنین اصرار حکومت مبنی بر انتقام مرگ او، بیلبورد به سختی یک هفته دوام آورد و به سرعت با یک طرح دیگر جایگزین شد. این بار به یاد 240 قربانی پرواز 752 خطوط هوایی بین المللی اوکراین که چند روز قبل به اشتباه توسط دولت ایران سرنگون شده بود (تسنیم نیوز 2020b). تغییر ناگهانی از یک دیوارنگاره که به دنبال انتقام گرفتن از یک چهره نمادین حکومت به همدلی در مورد یک تراژدی ناگفته که حکومت مسئولیت آن را بر عهده داشت، آنقدرها که همان ابتدا به نظر می رسد شگفت آور نیست. جدای از این که دیوارنگاره که به یاد این مرحومین است، به طور کلی دیوارنگاره های نصب شده در میدان ولی عصر –یکی از شلوغ ترین میادین تهران – از نظر طراحی، روان و ناپایدار است و می تواند در یک لحظه تصویر و پیام جدیدی را منتشر کند. چه در پاسخ به یک رویداد بین المللی پیش بینی نشده، چه در بزرگداشت یک امر مهم ملی، و یا حتی در حمایت از وحدت ملی. این پتانسیل خلاقانه بیلبورد بار دیگر چند هفته بعد آشکار شد، زمانی که فراخوان وحدت ملی به دفاع از استقامت در میان وضعیت بدتر که مربوط به همهگیریCOVID-19 بود تغییر کرد. توانایی پویای بیلبورد ولی عصر در تغییر مکرر محتوای خود در یکی از شلوغ ترین میادین تهران، آن را به دو دلیل به یک رسانه ارتباطی منحصربفرد و ابزاری قدرتمند برای تولیدکنندگان فرهنگی حکومت تبدیل کرده است. اولاً، برجستگی بیلبورد در میدان ولی عصر، آن را به عنوان نمادی عظیم از قدرت حکومت تثبیت می کند، و در تصاویری که ارائه می دهد، از نظر ایدئولوژیک انعطاف پذیر و حتی مبهم است. دیوارنگاره ها، علیرغم ظاهر و قد و قامت، عاری از محدودیت های ایدئولوژیک همچون سایر بیلبوردهای شهرهای پرجمعیت ایران، به ویژه پایتخت هستند. بسیاری از دیوارنگاره ها که پیامهای ایدئولوژیک اصلی جمهوری اسلامی را به تصویر میکشند، مانند شهادت یا آمریکاستیزی، این کار را با سبک ادعایی و سنگین «پروپوگاندا سخت» انجام میدهند. علیرغم دکترین گاها مضحک این نوع پروپوگانداها، همچنان یک ضرورت برای خودنمایی حکومت به مردم ایران و جهان است. علاوه بر این، همانطور که هوانگ (2015، 435) اشاره کرده است، پروپوگاندای سختی که به دنبال احاطه کردن جامعه با پیام ها و فعالیت های تبلیغاتی پر زرق و برق و جذاب است، اغلب به منظور نشان دادن قدرت حکومت در کنترل اجتماعی و ظرفیت مقابله با چالش های بالقوه است. نمونههای قابل توجه بسیاری از سبک پروپوگاندا سخت وجود دارد که شهرت بینالمللی گستردهای به دست آورده است: مانند هر یک از نقاشیدیواری های (قبلی یا فعلی) که بر روی دیوارهای سفارت سابق ایالات متحده در ایران به نمایش گذاشته شده است مثلا همان جمجمهها و بمبهایی که جایگزین ستارهها وخطوط پرچم آمریکا میشوند. در تهران اما چنین آثاری می تواند به عنوان یک محدودیت نیز عمل کند. این نوع نقاشیدیواری ها به عنوان نماینده ایدئولوژی جمهوری اسلامی برای مخاطبان داخلی و جهانی شناخته می شود. مهم نیست چقدر ممکن است هر یک از مخاطبان، محتوای واقعی را نادیده انگاشته باشند، بلکه به عنوان فشارسنج برای سنجش قدرت ایدئولوژیک حکومت در داخل و خارج عمل کند. بنابراین تداوم این نقاشیدیواری ها و همچنین ضرورت ایجاد نمونه های مشابه بسیار مهم است. به این ترتیب، تغییر پیامهای اصلی حکومت که در نقاشیدیواری بیان میشود، دشوار است و تنها می تواند به آرامی با تغییر زمان سازگار شود. در مقابل،دیوارنگاره میدان ولی عصر (عج)، به طور قابل توجهی تحت فشارهای کمتری قرار دارد، زیرا قرار است تصویر خود را